ملا محمد مومن كرمانى

405

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

و بندگان خان و الا مكان مظفر و منصور در كمال انشعاف و سرور با سپاه مغرور وارد حوالى قلعه ، و در اطراف آن قوم ستم‌شعار بدمآل به دولت و شوكت و اقبال نزول ، و سپاه ظفر همراه را به تدارك تمام تهيه لوازم و استحكام سنگر و سقناق امر فرمودند ، و از ملاعين شقاوت آئين قساوت نهاد ، با دل پرخوف و بيم به تحصن آن حصن حصين قيام و اقدام ورزيده ، و بعضى اوقات از قلعه بيرون آمده ، پشت به حصار ، آغاز خودنمائى و اظهار حياتى و حركت مذبوحى مىنمودند . و مدت به چهار ماه كشيد ، و در اين عرض مدت ، چندين دفعه اتفاق مقابله و مقاتله افتاده - هر دفعه به قدرت الهى و قوت بازوى اسداللهى ، غلبه از جانب بندگان سليمان‌شان ثريامكان سپهسالار گردون وقار به ظهور مىانجاميده ، عاقبت الامر كار بر آن قوم بىنام و ننگ تنگ شده ، پيوسته اظهار عجز مىنمودند . [ جاى تيتر سفيد ] بعد از آن‌كه محاربه و مقاتله عظيم - كه به نهج مسطوره به وقوع پيوست ، اميرويس بىدين با سپاه شقاوت قرين افاغنه ملاعنه در حصن حصين قندهار - كه حصار نيلگون سپهر با آن رفعت ، در پيش آن ، صخره‌اى حقير مىنمود - و مضمون : كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ شاهدى بر تعريف آن بود - تحصن اختيار ، و به ضوابط مراسم قلعه‌دارى اشتغال جسته ، از مهابت صلابت و شكوه اردوى وسيع البنيان و وفور سپاه بهرام نشان ، جرأت جلادت و اظهار صلابت نمىتوانستند به ظهور و شهود آورد . ميرويس را به آتش مىسوزم و در ماه رجب و شعبان و رمضان - بنابر حرمت شهور مزبوره - مطلقا ارادهء مقاتله و محاربه ننموده ، بعض اوقات كه بهادران غضنفرشان و دليران اژدرنشان ،